این کار هاینریش وگلر به نام آرزو برای من یادآور زمانی بود که آماده مهاجرت میشدم. یک نیم روز تمام کنار دریای خزر برای خداحافظی از وطن به دریا خیره شده بودم… در سر این زن چه میگذرد:
آنجا کجاست؟
و آن خیال چه کسی است؟
و این نگاه ناپیدا در التهاب کدام رویا میسوزد؟
عقربهها در میانه کدام خاطره از جستجوی زمان باز ماندهاند؟
و بیقراری نفسش را،
در پستوی کدام حادثه به حبس محکوم کرده است؟
پارسا میرحاجی
فوریه ۲۰۲۱

Leave a comment