قسمت اول

من در طالع طناب گره می‌بینم

زندگی طناب بدون گره معنی ندارد‎

طناب سخت گیر همه گرهها را امتحان می‌کند

طناب بدبین به همه گرهها نه میگوید

طناب عاقل هر گرهی نمی‌خورد

طنابها پز گرهشان را به هم میدهند

سر طناب برای گره درد میکند

طنابِ دلتنگ زود گره می‌خورد

سرنوشت کلاف و طناب به هم گره خورده است

گره سر و ته طناب را هم می‌آورد

دل طناب برای گرهش تنگ میشود

صبر طناب برای گره تمامی ندارد‌

برای گره سروته  طناب یکی است

برای کلاف، سر و ته طناب معنی ندارد

کلاف طناب سردرگم است

طناب عاقل گره کور نمیخورد

فکر گره برای طناب دلشوره می‌آورد

طناب گیج گره میخورد

گره گیج، کور میشود

طناب اگر میتوانست خودش را گره میزد

طناب به گره همسایه حسودی میکند

طناب خود شیفته گره نمیخورد

گره خود شیفته کور میشود

گره از ترس طناب کور می‌شود‎

گره کور راز سر به مهر طناب است‌

گره بی‌اعتماد به نفس خودبخود باز می‌شود‎

گره موقع باز شدن گریه اش می‌‌گیرد

طناب موقع گره خوردن گریه‌اش می‌گیرد

گره باز شده یاد کسی نمی‌ماند

جای گره در خاطره طناب میماند‎

گره بازشده راز سر به مهر طناب است

طنابها به هم گره تعارف میکنند

فاصله دو طناب را فقط گره پر میکند

فانتزی عشقی طناب گره است

طناب از فکر گره خوابش نمی‌برد ‌

عشق‌بازی طنابها به گره منتهی میشود

گره از لج طناب کور شد

گره از لج خودش کور شد 

طناب بدعنق بدگره می‌شود 

طناب بلند به یک گره راضی نمی‌شود

آینه در طناب گره میبیند

آینه در گره طناب میبیند 

 آینه در گره کور طناب میبیند

کلاف خودش را بافتنی حساب می‌کند 

گره مغرور فکر می‌کند کلاف است 

 طناب پر مدعا پز گرهش را می‌دهد

کلاف از سر طناب اجتناب  می‌کند

کلاف از ته ماجرا بی‌خبر است

ادامه در پست بعدی

پارسا میرحاجی، اسفند ۱۳۹۹

Instagram: @pmirhaji

telegram: https://t.me/pmirhaji

Leave a comment