
من سوارم کو؟
،و این میانه کدام رویاست
که مرا در تنهایی یک خیال بیسرنشین رها کرده است؟ —
تشنگی کدام رقص ناممکن است
که درخت را این چنین
در سراب رسیدن به آن دیگری سبز کرده است؟
این باریکه دراز، اسرار کدام کوه بلند را
با زايران کدام دین عجیب در میان میگذارد؟
و من برای شنیدن کدام حکایتش گوش خواباندهام؟ —
اینجا کجاست؟
،و من به همراهی ابر و درخت و افق
به شهادت کدام اتفاق نادر ایستادهام؟
من سوارم کو؟
و در کدام سوی این مسیر
چشمانی را خواهم یافت که منتظر رسیدن منند؟
یکی از دوستان بسیار خوش ذوق و هنرمندم، علی جلالوندی، یکی از کارهای اخیر عکاسیاش را در واتساپ به اشتراک گذاشته بود. دوچرخهای رها شده در میان یک خیال دور و دراز… و این پچپچهای بود که من از این عکس زیبا شنیدم . اصل عکس اینجاست و من با اجازه علی عزیز با کمی دستگاری دیجیتالی.تبدیلش کردم به تابلویی که از دیوار این خانه مجازی آویزانش کنم
پارسا میرحاجی، ۲۳ فروردین ۱۴۰۰
Instagram: @pmirhaji

Leave a comment