
| عشق رقص سایه است ،در اشتیاق هماغوشی آفتاب و آفتابگردان و چالش بی پایان پروانهای که زندگیش در جستجوی رایحهای از آن دیگری .در فاصله این گل به آن گل میگذرد عشق اسارتی ابدیست درون تنگ آن ماهی سرخ و سفید که در کنار آن دیگری – .از اشتیاق و تعقیب پر شده است عشق ،له له حریص و بیپایان دریاست که از اولین نگاه هر آنچه موج و طوفان داشت به مهتاب باخته است عشق تخته سنگ صبور دل است که از فرسایش خواستن و نیاز بتخانهای برای پرستش آن دیگری ساخته است |
پارسا میرحاجی پاییز ۱۳۹۹
Leave a comment