عشق
رقص سایه است
،در اشتیاق هماغوشی آفتاب و آفتاب‌گردان
‌ و چالش بی پایان پروانه‌ای
که زندگیش
در جستجوی رایحه‌ای از آن دیگری
.در فاصله این گل به آن گل می‌گذرد
عشق
اسارتی ابدیست
درون تنگ آن ماهی سرخ و سفید
که در کنار آن دیگری –
.از اشتیاق و تعقیب پر شده است
عشق
،له له حریص و بی‌پایان دریاست
که از اولین نگاه
هر آنچه موج و طوفان داشت
به مهتاب باخته است
عشق
تخته سنگ صبور دل است
که از فرسایش خواستن و نیاز
بتخانه‌ای برای پرستش آن دیگری ساخته است

پارسا میرحاجی پاییز ۱۳۹۹

@pmirhaji

Leave a comment